تبليغاتX
این روزها
ماهنامه کاشی امروز دریکی از شماره های سال گذشته خود گزارشی به همراه گفت وگویی با هدیه تهرانی منتشر کرده است .در بخشهای ابتدایی این گزارش آمده است :نگاه تحول گرا و ذهن پویا از دوران کودکی باهدیه تهرانی بوده است .به گونه ای که نزدیکان هدیه از تغییر مداوم دکوراسیون منزل پدری و تبدیل فضاهای بدون کار برد به فضاهای با کاربری توسط او در دوران کودکی حکایت می کنند .تا اینکه در ۱۹سالگی با ایجاد تغییراتی عمده در خانه چنان تشویق نزدیکان را برمی انگیزد که توسط یکی از بستگانش که از اعضای جامعه مهندسین مشاور بود به تعدادی آرشیتکت معرفی می شود وآنها برای معماری داخلی از او دعوت به کار می کنند.اینگونه است که او وارد کار حرفه ای معماری داخلی می شود .

/فضای مدرن با روح سنتی /

به نوشته کاشی امروز:تجربه او در بازسازی و تعمیر وسایل چوبی قدیمی و ساخت لوسترها ،طراحی صحنه ولباس کمک زیادی به وی در ایجاد یک فضای مدرن با روح سنتی کرده است .چنانکه این فضا می تواند همزمان جوابگوی چندین سلیقه متضاد باشد . هدیه تهرانی اعتقاددارد که باید در جایی زندگی کند که حس حیات آرامش ورهایی داشته باشد .به همین خاطر در فضاهای داخلی خانه های اجاره ای هم تغییرات عمده ایجاد می کند و اصلا برای او مهم نیست که مالک خانه است یا یک سال دوسال دیگر باید برود... بلکه برای او مهم است که دراین یکی دوسال آنگونه که می خواهد زندگی کند .ما با تغییز مبلمان واثاثیه ،رنگ زدن دیوار ،تعویض پرده ،تعویض کاشی آشپز خانه و.... همچنان به دنبال خانه خود می گردیم به دنبال خانه ای دواتاق خوابه یا پنج اتاق خوابه می گردیم و در هراتاقی تختی می گذاریم و حتی اشیا اضافی تا بیست وچهار ساعت فضای آن اتاق را اشغال می کند !اما فقط زمانی از اتاقها استفاده می کنیم که در خواب به سر می بریم .یا میز نهار خوری بزرگی را در مرکز خانه قرار می دهیم اماهمیشه در آشپز خانه یا جلوی تلویزیون یا حتی اتاق خواب غذا می خوریم !در واقع ما خانه خودرا پیدا نکرده ایم .بلکه خانه ای برای محافظت و آسایش اشیا و پذیریی از مهمانها بنا کرده ایم .خانه مان را جوری درست می کنیم که خوشایند دیگران باشد ....پس ما هنوز خانه مان را پیدا نکرده ایم .

/همچنان بی خانمان/

هدیه تهرانی درادامه می گوید :خانه جایی است که فضایی باز و آرام داشته باشد،در زمستان گرم ودر تابستان خنک باشد .من با تمام علاقه شخصی ام به اشیا وطراحی داخلی ،تازه به این نتیجه رسیده ام که سالها زحمت ،مزاحمت ،تغییر ،اصلاح و جابجایی اشیا را کشیده ام وهم چنان بی خانمان خواهم بود .به این دلیل است که به معماری سنتی علاقه پیدا کرده ام .در معماری سنتی فضاها تعریف شده است .در معماری سنتی چیزی به عنوان اتاق خواب وجود ندارد .هرجایی که تمایل داری می توانی بخوابی وهرجایی که راحت تری می توانی سفره پهن کنی و غذایت را بخوری اما به دلیل نبود تکنولوژی ،مسائل فرهنگی و تاریخی ،معماری سنتی ما نیز نواقص خودرا داردکه می توان با ترکیب امکانات مدرن در فضاهای سنتی ،خانه ای از نو بنا کرد .

/معماری سنتی ژاپن/

از نظر او بهترین نوع فضاسازی ومعماری ،معماری سنتی ژاپن است :دراین نوع معماری ،تعریف ساده واستفاده به جااز اثاثیه و قرار دادن لوازم مورد نیاز در گنجه های کشویی و پرهیز از هرنوع شی ئ بلا استفاده و حتی استفاده از درهای کشویی برای اینکه فضای کمتری اشغال گرددو...فضای آرام وخلوتی برای ذهن ایجاد می شود این همان خانه ایست که به دنبالش می گردیم .

/پروژه گرمسار/

نشریه کاشی امروز درادامه نوشته است :وقتی به سراغ پروژه گرمسار او می روی ،ابتدا مبحوت ومتحیر می شوی که چرا این برهوت بی آب و علف را انتخاب کرده که توجیه اقتصادی چندانی هم نداشته باشد .اما باز وقتی ایده اورا می شنوی که می گوید :مردم ما عادت کرده اند که جاهای سرسبز و ییلاقی بروند بروند به همین خاطر است که اغلب گردشگران داخلی ،کویر را که بخش عظیمی از مساحت ایران را تشکیل می دهد و دارای ویژگی خاص خودش است را نمی شناسند.

/تجربه زندگی سنتی/

درادامه این مطلب آمده است :او اعتقاددارد درشرایطی که مردم از روستاها به سمت شهر سرازیر می شوند وگروهی شهر نشین نیز خسته از دغدغه های تنش زای شهری خواستار تجربه زندگی سنتی هستند ،ایجاد فضایی با امکانات رفاهی نسبی (تا حدی که بتواند آسایش این گروه را تامین کند)در کنار تجربه ویادگیری زندگی سنتی ،مثل پنبه چینی تا پارچه بافی و یا چیدن برگ نخل تا حصیر بافی و یا خمیر کردن وپختن نان در تنور وحتی جزئی ترین کارها یعنی میوه ای را که می خواهند خودشان از درخت بچینند وکارهایی شبیه به آن ،می تواند گوشه ای از خلا ایجاد شده در زندگی شهری را پر کند .

/مدرنیته ازنوع ابتر/

او می گوید :ما با رسیدن به مدرنیته چیزهای زیادی رااز دست داده ایم ،مثلا به فرش ایرانی افتخار می کنیم اما نمی دانیم که گره قالی را چطور می زنند و یا در سبد غذایی روزانه مان گندم هست اما از یاد برده ایم که گندم را چطور درو می کنند......

/کشکی بسابیم و.../

او معتقد است که سرزمین ما سرزمین پهناوری ست با ویژگی های خاص ومتفاوت در هر منطقه ،اما چون گرایش ما بیشتر به مناطق سر سبز وخوش آب وهواست ،اعجاب زیبایی و آرامش ووسعت مناطق دیگر مثل کویررا کمتر تجربه می کنیم .گاهی بد نیست به جای بازی بیلیارد در فضای بسته ای در شما کشور ویا جابجا شدن از محیط شهری به منطقه ای سر سبز در تعطیلات آخر هفته و تکرار همان تجربه های شهری ،در منطقه ای خشک وکویری چیزهای تازه تری را جایگزین کرد . مثلا با دست خود برتارو پود قالی گره ای بزنیم .کشکی بسابیم ،نانی بپزیم ،پنبه ای بچینیم یا گندمی درو کنیم ...وبا نگاه به وسعت کویر ،دیدمان را وسعت دهیم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت   توسط | 

 

 

 رضا کیانیان بازیگر سینمای ایران که به تازگی گفت وگوی مفصلی با ماهنامه صنعت سینما انجام داده، در این مصاحبه به اظهار نظر درباره تعدادی از بازیگران سینما پرداخته است .

کیانیان دراین مصاحبه درباره سوسن تسلیمی گفته است :سوسن تسلیمی بازیگر خوبی بود که دراین شکی نیست .اما به همه ما جفا کرد که از ایران رفت.او فراموش کرد که بهرام بیضایی درایران بهرام بیضایی است ،من در ایران رضا کیانیان هستم و او در ایران سوسن تسلیمی است .بله قبول که درسوئد هم درخشیده وچنین وچنان ،ولی بالاخره حدی دارد وروزی تمام می شود ،در حالی که اگر درایران می ماند وباهمه مشکلات می ساخت ،خدا می داند با حضور خود چه قدر سینمای ما را غنی می کرد .سوسن تسلیمی شاید تنها بازیگر زن تاریخ سینمای ماست که این قدرت را دارد که نقشهایش را اسطوره ای بازی می کند .چون وارد هر قصه ای که می شود پرسونای خودرا تا حد ایزد بانو به نمایش می گذارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت   توسط | 

روز جمعه، عباس کيارستمي، کارگردان ايراني، تعدادي عکس با موضوع زندگي و افسردگي، الهام ‏گرفته از باران را در يک گالري در تهران به نمايش در آورد.‏

اين کارگردان گالري کوچکي را در شمال تهران انتخاب کرده تا عکس هايي را از پنج سال کار سينمايي ‏اخيرش به نمايش گذارد.‏

عکس هايي که در زمان فيلمبرداري در ايران، چه در حال گذر و چه در لوکيشن، ‏گرفته شده اند. ‏

کيارستمي به خبرگزاري اسپانيا گفته است: "اين کار دو بخش، يا بهتر بگويم، دو نما دارد: يکي نماي پنجره که رو به ‏حياط است؛ حياطي که نماد زندگي است. ديگري نماي باران."‏

اين ۱۲ عکس از ميان کلکسيوني با ۱۴۰ عکس انتخاب و با اندازه واقعي چاپ شده اند. به کار بردن نور شديد در اين عکس ‏ها باعث شده تا سايه ها به شکلي انتزاعي شکسته شوند.‏

کيارستمي معتقد است که درست به مانند پنجره هايي که رو به جهان گشوده مي شوند يا شيشه هايي که واقعيت را در قطرات ‏رنگي باران مخفي مي کنند، نشانه هايي از واقعيت خود او نيز با اين پنجره ها و شيشه ها در تناسب است.‏

کارگردان "طعم گيلاس" که نخل طلايي جشنواره کن را در سال ۱۹۹۷ از آن خود کرد مي گويد: "قسمتي از اين عکس ها ‏قبلاً در دوبي به نمايش گذاشته شده و کسي چه مي داند شايد به مادريد و بارسلون هم سفر کردند." ‏

کيارستمي که دوستي نزديکي با ويکتور اريسه، سينماگر اسپانيايي دارد، نزديک به سه سال است که کلکسيوني از تصاوير ‏را به نام "باران سفيد" در شهر بارسلون به نمايش گذاشته اند. ‏

کيارستمي اين روزها در تهران مشغول برگزاري چهارمين دوره از سمينارهايش در مؤسسه فرهنگ و هنر کارنامه  است که در آن بيش از ۶۰۰ دانشجوي رشته سينما و تئاتر در تلاش اند تا به گروه دانشجوياني که قرار است کيارستمي را ‏براي فيلم جديدش "رونوشت برابر اصل" همراهي کنند راه يابند. ‏

اين سينماگر خوش ذوق ايراني سال گذشته اپراي "زن ها همگي همان جورند" نوشته ولفگانگ آمادئوس موتسارت را در ‏فرانسه روي صحنه برد و قرار است به زودي اين اپرا را در لندن نيز به روي صحنه ببرد. او که از سوي "اپراي ملي ‏انگلستان" دعوت شده، اين اپرا را بين تاريخ ۲۹ مه تا ۵ ژوئن در سالن تئاتر کوليسئوم لندن به روي صحنه خواهد برد. ‏

حضور کيارستمي يکي از جذابيت هاي اصلي در فصل جديد "اپراي ملي انگلستان" است. اپراي "زن ها همگي همان ‏جورند" که داراي درونمايه اي کميک است و شخصيت هاي آن به مانند موضوعات خودکشي و مرگ پيچيده اند، براي اين ‏سينماگر سرشناس يک چالش حرفه اي محسوب مي شود.‏

منبع: تله سينکو، ۱۷ آوريل ‏

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت   توسط | 

رضا کیانیان در گفت وگوی مفصلی با شهرام جعفری نژاد درماهنامه صنعت سینما گفته است :نیکی کریمی به نظرم بازیگری است که بااین همه استعداد به خودش جفا می کند و سعی نمی کند پرسونای مثبتش را برای یک بارهم که شده به هم بریزد.این درست است که درچهره اش خباثت وجود ندارد ولی اتفاقا به همین دلیل باید اتفاقا نقشهای خبیث را بازی کند .اگر روزی نیکی کریمی قبول کند که نقش منفی یا نقش کوتاه هم بازی کند یک پنجره جدید به روی سینمای ایران باز می شود که ما قبلا نداشته ایم .یعنی از این به بعد کار گردانان و فیلمنامه نویسان می توانند به این وجه از توانایی او فکر کنند.

وی درادامه گفته :مشکل دیگری که با کارنامه او دارم این است که چرا هرنقشی را قبول می کنی؟چرا اجازه می دهی محبوبیت تو باعث محبوبیت هر فیلم سطح پایین شود ؟درآن فیلمها هر که بازی کند فرقی نمی کند اجازه بده دیگران در آنها بازی کنند.می دانی که با توجه به توانایی هایت مثل بازی، ترجمه، کار گردانی و...احتیاج مادی هم نداری که در آن فیلمها بازی کنی پس چرا بازی می کنی ؟در عین حال اعتراف می کنم که هروقت او را روی پرده می بینم از او خوشم می آید و برایم دلنشین است.اما دوست دارم پرسونای خودرا ثابت نگه ندارد وبه طور مداوم رشد کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت   توسط | 

 

مسعود کیمیایی یادداشتی دراختیار ویژه نامه نوروزی مشق آفتاب قرار داده ودربخشهایی از آن نوشته است :متاسفانه سال ۱۳۸۷را باید سال پرخاش جوانان به مفاخر فرهنگ معاصر نامید.

وی درادامه یادداشت خود نوشته است :زمانی ،قاچاقچیان، ماهی را با دینامیت صید می کردند اما بعد از مدتی استفاده از دینامیت منسوخ شد چون تعدادماهی هایی که تکه تکه می شدند بیشتر از ماهیهایی بودند که به درستی صید می شدند .همه ما در حال حاضر به شدت حس همان شرایط استفاده از دینامیت را داریم .متاسفانه امسال با کسانی چون بیضایی توسط عده ای جوان در قالب نقد اثر رفتارهای ناشایستی شد که حق او نبود ومن فکر می کنم اگر به همین منوال باشد بعد از من و بهرام بیضایی ،سال ۸۸ نوبت داریوش مهرجویی است که مورد بی مهری قرار بگیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت   توسط |